دشواري هاي جغرافياي سياسي ایران و پیامد های آن

خرید بک لینک

مدت ها است که بیشتر کشورهای خاورمیانه و نیز شماری از کشورهای قدرتمند غربی، چهرۀ ایران را در (مجامع جهانی) بعنوان عامل اصلی مشکلات و معضلات خاورمیانه و بخشی از مركز[1] و غرب[2] آسیا، ترسیم می کنند. ایران را بطور کلی بعنوان بزرگترین پشتیبان تروریسم در جهان و منشاء تمام شرارت ها معرفی می كنند . ایالات متحده آمریکا علت تمام شکست ها، ناکامی ها و پس روی های خود در منطقه خاورمیانه و افغانستان را از چشم ایران می بیند. برای مثال، اگر نقشه های (راه) آمریکا در عراق به نتیجه نرسیده است، علت آن ایران است. اگر جنگ سوریه طبق نقشه و آنطور که آمریکائی ها در نظر داشتند پیش نرفته است، مقصر ایران معرفي می شود. اگر عربستان سعودی در حال حاضر مشغول به تاخت و تاز یمن است دلیلش را در ديالوگ ایران در حمايت از مظلوم مي جويند و غیره.... آمریکا شکست خود را در افغانستان بدلیل نقش پاکستان و عربستان سعودی که طالبان را ایجاد و تقویت کرده اند نادیده می انگارد وبخاطر نقش سازنده ایران ، ایران را از مقصرجلوه دادن در ناکامی هایش و هراس انگیزی در افکار جهانیان و مردم منطقه دست برنمی دارد .

برداشت و استنباط ایران بعنوان مقصر اصلی در ایجاد تمام مشکلات و آشوب هائی که منطقه را فرا گرفته است در واقع نوعی پاشنه آشیلی بر تعامل ایران در برقراری روابط با جهان پیرامون خویش است . بالاخص اين فرآيند درحوزه تمدنی خراسان بزرگ (ورارود ماوراءالنهر) پيش مقامات سیاسی جمهوری های استقلال یافته ازاتحاد جماهیر شوروی و روسیه کنونی اين گونه تفهیم گشته است . البتّه ، هر چند ذوق زدگی و غفلت از اثر سوء بعضی از رفتارهای حمایتی ما از اقوام در نزد مقامات آن کشورها تبعات منفي ببار آورده كه به برخي از آنها اشاره مي شود :

  • با بررسي نهج عملكرد نهادهاي فرهنگي ج.ا.ايران[3]، در گام هاي آغازين برقراري روابط با كشور هاي تازه استقلال يافته كه از جمله آنها ، كشور ازبكستان قابل تعمق و عبرت انگيز است چرا كه ذوق زدگي و فقر شناخت ما از آن كشور در برقراري و توسعه روابط فرهنگي و قالب نمودن خويش ، بر فضاي فرهنگي كشور متوقف فيه از مصائب بزرگي بودند كه وادادگي امروز ما در جمهوري هاي ازبكستان و يا آذربايجان ، را به ارمغان آورده است البتّه وضعيت پيش رو، ديگر كشور ها منطقه را نيز در خواهد نوردد . سوگمندانه بايد گفت ما اين خطا را از سالها پيش در بيشتر كشورهاي حوزه ي فرهنگي و تمدني ايران انجام داده ايم و هنوز هم درس عبرت نگرفته ، به اين شيوه ي نادرست و خلاف منافع ملي ادامه مي دهيم .
  • غفلت ما در وقع نهادن به اعزام عامل فرهنگي به معني تام به عنوان چهره فرهنگي و ادبي كه بتواند در كشوري چون ازبكستان ايفاء نقش و نفوذ فرهنگي نمايد . و انگهي ، فرهنگ كه شاخصه اصلي فعاليت ما در حوزه عقبه فرهنگي ايران بزرگ بود مفقود گشت و چهره فرهنگي كه مهمترين عنصر تحكيم روابط به سطح فرو دست كشيده شد . متاسفانه اين وضعي است كه در مركز اشتراكات عميق فرهنگي يعني ازبكستان و ديگر حوزه هاي فرهنگي و تمدني در آسياي مركزي و قفقاز براي ما اتفاق افتاده است و به قريب سوء اين رفتار در ديگر كشور ها نيز رخ خواهد داد .
  • بنابراين ،در بكارگيري عامل هاي فرهنگي ( رايزنان فرهنگي ) براي كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز ، مي بايست جوانب امنيتي كشورهاي مقصد را رعايت مي كرديم و از اعزام عناصري كه سيستم حكومتي كشور مقصد را به موضع گيري و حساسيت وا مي داشت پرهيز مي نموديم و بطور جد عناصر فرهنگي متجانس و متوازن با سطح و جايگاه فرهنگي و علمي، لحاظ مي داشتيم ؛ چرا كه عدم انطباق ، اثرات سوء بيشماري در روند فعاليت هاي فرهنگي در اين كشورها ببار مي آورده است .
  • از اين رو، در تعيين و تدوين برنامه هاي فرهنگي براي كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز، برنامه هايي مطرح مي گشت كه : اوّلا ، تعارضي با فرهنگ و آداب و سنن كشور مزبور نمي بود . دوّم اينكه به هيچ روي ، در حوزه ي علايق مذهبي آنها وارد نمي شديم كه از منظر آنها مداخله در امور داخلي خويش به حساب آورده اند. به سخنی دیگر، پندار ایران هراسی پیش آمده درعقبه فرهنگی محصول چالش های مزورانه غرب به سرکردگی آمریکا و(رژیم غاصب اسرائیل )در انحراف افکار و اذهان سیاستمداران و مردم این منطقه بوده است . لیکن ، این کل واقعیت نیست . هر تحلیل و ارزیابی از قدرت و توانمندی ایران مانند قدرت اقتصادی، نظامی و یا حتی به اصطلاح قدرت نرم گویای آن است که این کشور به هیچ وجه قادر نیست که بر رویدادها و تحولات منطقه تاثیر سوءی داشته باشد. به بیان دقیق تر، هر نقشی که ایران در منطقه غرب آسيا و ديگر نقاط عالم ایفا کرده در واقع نتیجه اشتباهات غرب بوده است. این اشتباهات نادیده گرفتن واقعیات قومی، مذهبی و سیاسی منطقه از سوی غرب می باشد.

سوریه، عراق، افغانستان مثال خوبی در این مورد است، بنابراین، اگر ایران یک کشور قدرتمند در منطقه است چرا هر کس بدون پرداخت هزینه ای می تواند این کشور را سرزنش کند و از آن یک دیو بسازد؟ پاسخ ساده به این پرسش این است که غرب به سركردگي آمريكا ، ج.ا. ایران را مقصر[4] معرفي مي كنند . درحالي كه ج.ا.ايران در تحولات کنونی پيش آمده در مناطق يادشده سعي در ايجاد صلح و ثبات و آرامش می باشد و در اين زمينه نيز نقش سازنده ي را ايفاء كرده است.البتّه ، این پاسخ ساده به این پرسش مزبور قانع کننده بنظر نمی رسد. اين پديده تازه ي نيست .زيرا، حتی قبل از انقلاب سال 1979، غرب تمایل داشت که خطاهای ایران را بزرگ نمائی کند در حالی که از خطاهای دیگر کشورهای خاورمیانه چشم پوشی می کرد و یا آنها را کوچک می شمرد. برای مثال، جمال عبدالناصر به یمن حمله کرد اما او هیچگاه به خاطر این اقدام مورد سرزنش قرار نگرفت. اما هنگامی که دولت وقت ايران به شیخ نشین عمان برای نبرد با شورشیان ظفار نیرو فرستاد متهم شد که می خواهد "امپریالیسم فارس" را گسترش دهد. همچنین وقتی دولت وقت ايران در بزرگداشت تمدن پارس، جشن های 2500 ساله را راه انداخت او را به جنون عظمت[5] متهم کردند. در حالی که پول هائ که در این راه هزینه شده بود فقط برای برگزاری مراسم نبود بلکه در راه پروژه های زیر بنائی مانند راه و هتل سازی خرج شد. امّا در همان حال (غرب) در مقابل میلیاردها دلاری که امیرهای شیخ نشین در حاشیه خلیج فارس برای تجملات شخصی خود صرف می کردند حتی اشاره ای هم نمی کرد.

انزوای فرهنگی ایران

علیرغم حمله و هجوم یونانی ها، عرب ها و اقوام مختلف ترک و مغول به ایران، هیچگاه فرهنگ غنی و پر بار این کشور مغلوب یونانی ها، عرب ها و یا ترک ها نشد. همانطور که « عدا بازمن» (Ada Bozman) گفته است، اگر "اسلام (در ابتدا) ایران را فتح کرد (سرانجام) این ایران بود که با اسلام شبه جزيره حجاز و شامات را در خود ذوب نمود".

ایران زبان و فرهنگ مجزا و مستقل خود را نگه داشته است و با پذیرفتن مذهب شیعه توانسته است تا با پشتکار و زحمت فراوان، جایگاه بی همتا و منحصر بفردی در اسلام بدست آورد. اما با این وجود ایران در این راه متحمل پرداخت هزینه های گزافی شد و آن انزوا و تنهائی آن بود. زیرا ایران در میان همسایگان خود هیچ گونه متحد طبیعی و یا خویشاوند قومی ندارد. حتی کشور هائی که تا حدودی (از نظر فرهنگ و زبان) به ایران نزدیک می باشند، مانند افغانستان و تاجیکستان، به واسطه مذهب متفاوت شان (سنی) از ایران جدا هستند. اما کشورهای که از لحاظ مذهبی با ایران یکی هستند مانند عراق و آذربایجان نيز به دلیل قومیت و زبان با ایران ناهمبسته می باشند. بنابراین، تنهائی ایران در منطقه به این معنا است که هر کشوری می تواند بدون اینکه با مخالفت دیگر کشورها روبرو شود رفتاری زشت با ایران داشته باشد. همچنین باید اذعان نمود که هیچ نوع اتحاد و یا ائتلافی از کشورهای فارسی (زبان) در منطقه وجود ندارد تا در مواقع ضروری به کمک ایران بشتابند. زیرا ایران یک کشور شیعه است. سازمان همکاری های کشورهای اسلامی نیز در مواقعی که ایران مورد بدرفتاری قرار می گیرد (ضمن اینکه خودشان آتش بیار معرکه هستند) نه کمکی به این کشور می کنند و نه حتی اعتراضی.

در این اثناء ، ارزش ایران برای بازیگران مهم بین المللی از شرایط یاد شده ریشه گرفته است؛ مبنی بر اینکه ایران در دستیابی اهداف دیگران (بویژه کشورهای قدرتمند)، همواره بصورت کشوری حائل و میانگیر عمل کرده است، آن هم نه به عنوان کشور متحدی که دیگران حداقل نسبت به آن احساس مسئولیت کنند. « سر دنیس رایت » (Sir Dennis Wright) سفیر انگلستان در تهران در سال 1960 در خاطرات خود نوشته است که "ایران هرگز برای انگلستان از آن ارزشی برخوردار نبود که بخواهد آن را بعنوان مستعمره خود قلمداد کند". از دید سیاستمداران بریتانیا، ایران از طرفی می بایست همواره در حال احتضار و ضعف قرار داشته باشد و از طرف دیگر آنها می بایست از افتادن این کشور به دامن روس ها جلوگیری کنند. آمریکائی ها هم بناچار در مورد ایران از همین سیاست پیروی کردند. برای مثال، ایالات متحده آمریکا هیچ نوع پیمان امنیتی و (دفاعی) با ایران امضاء نکرده است و حتی در مقایسه با ناصر در مصر که در حال عشوه گری برای روس ها بود، (دولت ايران) از کمک های کمتری برخوردار می گردید. آمریکائیها همواره به ایران بعنوان یک موش آزمایشگاهی در منطقه، حتی بیش از ترکیه و عربستان سعودی، می نگریستند. همانطور که در دولت های جان اف کندی و جیمی کارتر با این کشور عمل شد.

بیشتر آشفتگی هائی که از دههء 1970 اتفاق افتاده است نتیجه و پیامد اجرای سیاست اصلاحات سریع آمریکا در دههء 1960 و در پاسخ به بحث های شدید و مناقشه آمیز آن زمان بود. در این میان دولت ايران تصور می کرد که اگر او خود را با تغییرات مورد نظر آمریکا هماهنگ نکند ممکن است حمایت این کشور را را از دست بدهد . روسیه نیز بطور کلی رفتاری شبیه با آمریکائی ها با ایران داشت، با استثنای زمانی که استالین تلاش می کرد ایران را در جرگه جمهوری های خلق شوروی در بیاورد.ایران سرزمینی است که در همان حال که بسیار بزرگ است کوچک هم می باشد. این کشور بسیار بزرگ است برای آسایش و رفاه قدرت های بزرگ و همسایگان اش. در همان حال بسیار کوچک است برای جلوگیری از تجاوزات و تهاجمات (دشمنان). ایران مانند چین و یا هندوستان نیست که عظمت آنها مانعی در راه مهاجمان شود.

چالش سیاست جغرافیائی ایران

معضل سیاست ژئوپلیتیک ایران، این کشور را هم در جبههء غربی و هم شرقی با مانع روبرو کرده است. به سخنی دیگر، هر ایرانی که سعی می کند از این مانع و سد بگذرد و خود را از این مخمصه رها سازد بلافاصله به توسعه طلبی و یا خواهان گسترش امپراتوری (فارس) متهم می شود. برای مثال، صدام حسین قبل از اینکه به کویت حمله کند همواره در شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس دست به خرابکاری می زد، اما هیچ کشوری اقدامات "مداخله گرانه و غیر قانونی" او را محکوم نمی کرد. اما ایران حتی نمی تواند یک مدرسه و یا مسجدی در بحرین ایجاد کند. زیرا بمحض اقدام برای ساختن مدرسه یا مسجد در بحرین متهم به مداخله در امور داخلي و تروریسم می شود.

حال آن روي سكه را در كشوري كه روزگاري از خاك اروپا بر عالم اسلام فرمانروائي مي كرد نظري بيافكنيم . همان گونه كه مي دانيد؛ « امپراتوری عثمانی یکی از پایدارترین دولتهای مسلمان است که بیش از شش قرن در صحنه سیاست اسلامی، در جهت ایجاد اتحاد داخلی میان سرزمینهای اسلامی و دفاع از آنها در برابر دولتهای اروپایی نقش ایفا کرد و بیش از ۳۰۰ سال جهان مسیحیت را به وحشت انداخته بود. از قرن هیجدهم، از اینکه قدرتی مهاجم باشد، بازایستاد. بهگونهای که برتری دریایی عثمانی در دریای مدیترانه از بین رفت. روسها با شکست دادن عثمانی حق کشتیرانی در دریای سیاه و عبور از کانالهای بسفر و داردانل را پیدا کردند. مناطق «کریمه» از تسلط عثمانی خارج شد «از طرفی در متصرفات اروپایی عثمانی اکثریت بسیار عظیمی از عناصر غیر ترک و غیر مسلمان وجود داشت که اینها هرگز مجذوب ترکان و آمیخته با آنان نشدند... قدرتهای مسیحی آنان را به جنگیدن برای رسیدن به آزادی ملی تشویق میکردند. بهعنوان نمونه «یونان» در سال ۱۸۲۱ م بر علیه عثمانی شورش کرد. و در سال ۱۸۳۰ م. سلطان عثمانی به خواسته شورشیان تسلیم شد و با اکراه تمام استقلال یونان را به رسمیت شناخت» کشورهای زیادی به استقلال رسیدند و از تحت سلطه عثمانی خارج شدند. بلغارستان اعلام استقلال کرد. اتریش، بوسنی و هرزگوین را به خود ملحق ساخت. کِرِت وحدت خود را با یونان اعلام کرد. ملتهای بالکان که تا این زمان دشمن یکدیگر بودند، اتحادیهای تشکیل دادند و اعلان جنگ کردند، نیروهای عثمانی را بیرون راندند و در نتیجه آلبانیِ خودمختار را به وجود آوردند. تحليل گران عرصه ژئوپولتيك ، عدم توفيق تركيه در پيوستن به اتحاديه اروپا را ناشي از همان رويكرد و فرآيند پيش گفته ارزيابي مي كنند . هرچند غالب کشورهای اروپایی و در رأس آنها انگلیس، فرانسه و روسيه بهعلت منافعی که در ارتباط با این کشور داشتند، خواهان ابقای ضعيف شده آن در برابر سپر بلاي هجمه ها لازم دانستند» . (اسماعیل احمد یاقی، ص ۱۳. استانفورد جی شاو، ازل کورال شاو، ص ۷۲ ـ ۷۱.آربری، برتولد اشپو لر و دیگران، صص ۴۶۹- ۴۷۱ ـ ۴۷3 ـ ۴۷4- ۴۷8 .)

از این رو جمهوری اسلامی ایران در تعامل با « عقبه فرهنگی »[6] خویش حکایت ترکیه در پیوستن به اتحادیه اروپا را دارد . همان گونه که غرب در پیوستن ترکیه به « اتحادیه اروپا اثرات نفوذ مسائل ایدئولوژی ، سیاسی و فرهنگی »[7]این پدیده را لحاظ می دارند . کشور های حوزه آسیای مرکز و قفقاز نیز در تعامل با ج.ا.ایران نیز پنداری به مراتب دشخوار و صعب بر محورها یادشده دارند .در این میان، سوء برداشتی که این کشورها در آغازین فعالیت های فرهنگی در آن خطه از ما پیدا کردند این سوء برداشت را مضاعف نموده است و این معضل برای ج.ا.ایران در بازیابی جایگاه واقعی خویش در عقبه فرهنگی خود چو نا سور نا میسور نموده است.

ایران دارای مصیبت واپس افتادگی فرهنگی است که این کشور را دچار معضل و مشکل کرده است. ایران به یک ضرورت ملی، خودکفائی و رویکردی کاربردی و عملی[8] و نه ایدئولوژیک نسبت به سیاست خارجی خود احتیاج دارد.

ایران می بایست از درگیری ها و مشاجراتی که به آن مربوط نیست، بویژه از درگیری هائی که بطور مستقیم منافع و امنیت آن را بخطر می اندازد اجتناب ورزد. این کشور قادر نیست که از بعضی مناقشات هائی که در منطقه خلیج فارس اتفاق می افتد پرهیز کند اما (با این وجود) بدیهی است که نباید به کشورهای منطقه اجازه دهد که به امور مربوط به آن دخالت کنند و امنیت خلیج فارس را که برای ایران جنبهء حیاتی دارد، بخطر بیاندازند. ایران نباید در خصومت هائی که در خاور نزدیک (سرزمین های شرق مدیترانه)[9]در جریان است مانند منازعهء عرب – اسرائیل بی پروا. بی نگرش عمل کند. ایران می بایست با تمام بازیگران صحنه ي سیاست جهانی (بویژه قدرت های بزرگ) رابطه ي حسنه داشته باشد تا بدینوسیله بازیگران سیاسی منطقه ای نتوانند برای آن مشکلی ایجاد کنند. اگر ایران می خواهد که مواضع و سیاست های مورد علاقه اش (در جهان) منعکس شود باید خود را با سیاست های جامعه بین المللی هماهنگ سازد.

متاسفانه عدم توازن در سياست خارجي با كشور ها بر معضلات سیاست جغرافیائی ج.ا.ايران افزوده و آن را وخیم تر از گذشته کرده است. عدم تمركز به ايجاد توازان در روابط با كشورهاي موجب شد ج.ا.ایران همواره هدف آماج سوئ ظن و گمان كشورهاي حوزه تمدني مشترك آسياي مركزي و قفقاز قرار گيرد .

مأخذ :

  1. dilemme géopolitique de l'Iran et ses conséquences (Shireen Hunter[10])

تنگناي (ژئوپولتيك)ايران و پيامدهاي آن http://asre-nou.net/

  1. https://fr.wikipedia.org/wiki/The_World_Factbook
  2. اسماعیل احمد یاقی، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ترجمه رسول جعفریان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹، ص ۱۳، مقدمه به قلم رسول جعفریان.
  3. استانفورد جی شاو، ازل کورال شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیه جدید، ج ۲، ترجمه محمود رمضانزاده، مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس، ۱۳۷۰، ص ۷۲ ـ ۷۱.
  4. آربری، برتولد اشپو لر و دیگران، تاریخ اسلام، ترجمه احمد آرام، تهران، امیر کبیر، ۱۳۷۸،صص ۴۶۹- ۴۷۱ ـ ۴۷3 ـ ۴۷4- ۴۷8 .


[1] . ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان

[2] .كشورهاي غرب آسیا عبارتند از: ایران، عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، عمان، عراق، بحرین، یمن، فلسطین اشغالى، اردن، سوریه، لبنان، کویت، مصر و در برخی تقسیمبندیها کشورهای زیر هم جزو این منطقه به حساب آورده میشوند:لیبی، موریتانی، الجزایر، سودان، تونس و مغرب (مراکش)

[3] . سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و نهادهاي ديني و فرهنگي

[4] . (culprit)

[5] . folie de grandeur

[6] . « اشتراك زباني جمهوري اسلامي ايران و تاجيكستان زاويه ي ناخوش آيند بر روابط تاشكند – تهران براي ازبكان به شمار آمد و پس از قريب چهار دهه به مانند شبح ، سبب شد جمهوري ازبكستان در مراودات فرهنگي با جمهوري اسلامي ايران تمايل به ايجاد تفاهمنامه فرهنگي نباشد.هر چند، جمهوري اسلامي ايران از بدو استقلال، حاكميت اين جمهوري ها را به رسميت شناخت. ليكن در مناقشات داخلي تاجيكستان در برقراري صلح و آرامش نقش سازنده ي را ايفا نمود و اين سرآغاز سوء تفاهم ازبكان با جمهوري اسلامي ايران در تعامل با تاجيكان در پيش آورد . حمایت دولت تاجیکستان از «احمد شاه مسعود» (تاجیک ) در صحنه تحولات افغانستان و نوع درك ، فهمي كه ازبكان از مبارزات «احمد شاه مسعود » در پوشش رسانه ي جمهوري اسلامي ايران از وي به جهانيان منعكس مي شد مزيد بر علت ، مبني بر حمايت ج .ا. ايران از تاجيكان نزد ازبكان تداعي شد و پذيرش اين براي ازبكان صعب و دشوار آمد .از طرفي ، حمايت تاجیکان از فارسي زبان استانهای سمرقند، بخارا، سرخاندریا، قشقهدریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک نشین ازبکستان كه ج.ا. ايران نيز هم از حيث قرابت زباني و مراودات سياسي با تاجيكستان داشت خوش آيند ازبكان نبود. در نقطه مقابل مناطق تاجیک نشین يادشده در ازبکستان، مناطق ازبک نشین در بخش های سغد و خجند تاجیکستان نیز وجود دارد که از نظر ثروت و نفوذ در ساختار سیاسی و اقتصادی تاجیکستان از موقعیت به مراتب بهتری در قیاس با تاجیکان ازبکستان برخوردارند. وانگهي ، اشتراك زباني جمهوري اسلامي ايران و تاجيكستان زاويه ي ناخوش آيند بر روابط تاشكند – تهران قلم داد گشته است .علاوه بر اين همكاري ج.ا.ايران در احداث سد راغون بر اختلافات بين تاجیکستان و ازبکستان و ايران سايه افكند . از سوي ديگر، ادعاها و سو ظن ارتباط ایران با اسلام گراهای ازبکستان نيز بهانه ي واهي بود كه ازسوي بازیگران خارجی بر سیاست خارجی ازبکستان و کم و کیف مناسبات ایران با برخی کشورهای همسایه ازبکستان دامن زدند».

[7] . دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال اسماعيل احمد ياقی، تاريخ امپراتوری عثمانی، استانفورد جی.

[8] . (pragmatic)

[9] . ((Territoires Est de la Méditerranée ou Levant

[10] . شیرین هانتر: استاد ایرانی- آمریکایی در دانشگاه جورج تاون می باشد که در زمینهء مسائل سیاسی ایران متخصص و صاحب نظر است.

ملاحظات :

به نام خدا

جناب اقای .... ضمن تشکر از نویسنده محترم مقاله اگر صلاح میدانید و مشکلی در انتشار عمومی مقاله نیست همچنین اگر این مقاله در جای دیگری منتشر نشده در سایت مرکز مطالعات درج شود.

باتشکر

با سلام

به نظر من مانعی ندارد و مسئولیت مطالب با خود نویسنده است .

ارادتمند -....

به نام خدا

جناب آقای ...

اگر مقاله از نظر شما مورد تایید است برای درج در سایت مرکز به خانم ...ارجاع فرمایید.

باتشکر

در روز دوشنبه 1396/03/01 عصر همان روز با مسئول بخش درج و نثر هماهنگي شد كه از آنجا كه اين نوشته براي اطلاع حوزه داخلي اداره بوده نسبت به درج و نشر را اقدام نكنند . در اين ميان طرف مسئول نيز پذيرفت كه در سايت درج نشود .

+ نوشته شده توسط ahmadimanesh در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ و ساعت 13:43 |
ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 16:05

صفحه بندی