خرید بک لینک
بسمه تعالیدر بهره برداری و اطلاع از ظرفیت های دینی و فرهنگی تشکل های حوزوی فعال در عرصه بین الملل که در زمینه های مختلف آموزشی، پژوهشی تبلیغی، رسانه ، و توسعه محتوای دینی فعالیت دارند. که این منظور در دو محور قابل پیگیری است:تحقق برنامه ها و اهداف در هر دو زمینه یادشده رعایت و پایبندی به اصل بدیهی عمل به خُلق نیک انسانی و تکریم متقابل و اجتناب از افراطگرای در سلک و سلوک است که «حفظ اعتدال و عقلانیت اوجب واجبات است».گرچه گسترش تفاهم و تعامل و تقویت نقش و سهم نخبگان در رفع چالش‌های موجود در مسیر رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:16

در چارچوب تعاملات فرهنگی جمهوری اسلامی ایران با ملل جهان عرضه و معرفی آثار هنری ایران می تواند فراتر از یک فعالیت نمایشی یا تبلیغاتی، به عنوان بخشی از فرآیند تولید معنا و شکل دهی به ادراک فرهنگی مخاطب منطقه ای مورد توجه قرار گیرد. در این رویکرد، اثر هنری نه صرفاً حامل زیبایی شناسی، بلکه واجد کارکرد ارتباطی، هویتی و تجربه ساز است که می تواند نقش واسط میان فرهنگ مبدأ و ذهنیت مخاطب مقصد را ایفا کند.با توجه به ویژگی های فرهنگی جوامع مختلف، که در آنها عناصر آیینی، جمع گرایانه و تجربه محور جایگاه برجسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:16

کنکاشی بر فهم درست از علل ریشه های عقب ماندگی ایرانچکیده؛برای بیان چکیده مطلب پیش رو همان نیکوست که به دو گزاره از سخنان مولوی و امیر کبیر بسنده کنیم که می گویند:این چه می گویم به قدر فهم تُست// مُردم اندر حسرت فهم دُرست[1]فهم آبست و وجود تن سبو // چون سبو بشکست ریزد آب ازواین سبو را پنج سوارخست ژرف// اندرو نه آب ماند خود نه برفامر غُضُّو غَضَّهً ابصارَکُم[2] // هم شنیدی راست ننهادی تو سُماز دهانت نطق فهمت را بَرَد // گوش چون ریگست فهمت را خوردهمچنین سوراخ های دیگرت // می کشاند آب فهم مُضمَرت[3]ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 20:16

بسمه تعالیدر بهره برداری و اطلاع از ظرفیت های دینی و فرهنگی تشکل های حوزوی فعال در عرصه بین الملل که در زمینه های مختلف آموزشی، پژوهشی تبلیغی، رسانه ، و توسعه محتوای دینی فعالیت دارند. که این منظور در دو محور قابل پیگیری است:آشنایی با ظرفیت های آموزشی ، پژوهشی تبلیغی ، رسانه و تولید محتوای تشکل های حوزوی بررسی زمینه های همکاری و تعامل میان تشکل های دینی بین المللی حوزوی و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامیتحقق برنامه ها و اهداف در هر دو زمینه یادشده رعایت و پایبندی به اصل بدیهی عمل به خُلق نیک انسانی و تکریم متقابل و اجتناب از افراطگرای در سلک و سلوک است که «حفظ اعتدال و عقلانیت اوجب واجبات است».گرچه گسترش تفاهم و تعامل و تقویت نقش و سهم نخبگان در رفع چالشهای موجود در مسیر روابط فرهنگی میان ایران و جهان، میتواند از سوی اصحاب سیاست و در فرایند سیاست گذاریهای فرهنگی کارگزاران سیاسی، فرهنگی، انجام شود، لکن به نظر میرسد مباحث فرهنگی و دینی میبایست به دست اصحاب فرهنگ و اندیشه واگذار شده و بهترین راه برای برون رفت از چالشهای موجود یا محتمل گفتگوهای دوجانبه یا چند جانبه میان نخبگان، فرهیختگان و اندیشمندان ایران و جهان است. از این روی، عقلانیّت و اعتدال، از شاخصهای تعامل بین مذاهب و کشورها بوده و از اساسیترین مؤلفههای دین اسلام، محسوب میشود، طبیعتاً در این راه می بایست از نکته نظرات فرهیختگان و اندیشمندان ایران و جهان که تقریب ملل و نِحَل را سرلوحه آمال و آرزوهای خویش می دارند از آرا و افکار آنان استعانت جست. ضمن تأکید بر ضرورت گفتگوی فرهنگی میان نخبگان، راهکارهای برون رفت و تعامل مناسب و بهتر را مدّ نظر قرار داده و فضای مطلوب در این عرصه را تصویر و تبیین نمایند.الف) ضرورتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 3:47

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 13:49

آنچه می توان گفت اینکه وارونه ی آنچه کسانی می پندارند، شاید بیشتر از هر سامانه ادبی در جهان شادی در ادب پارسی بازتاب یافته باشد. این به آن ارجمندی که شادی در فرهنگ و منش و تاریخ ایرانی داشته است، باز می گردد. یکی از کهن ترین نمونه ها و برهان ها در این زمینه سخنی است که پادشاه بزرگ و نامدار هخامنشیان داریوش در آغاز سنگ نبشته بیستون آورده است. او خدای خویش اهورامزدا را سپاس می گذارد که شادی را برای مردمانش آفریده است. از این روست که در فرهنگ ایرانی ما بیشترین جشن ها و آیین های شادی را می یابیم.(میر_جلال_الدین_کزاری)درست به یاد ندارم نخستین شب یلدایی که گذرانیده ام، در چه زمانی بوده است. آنچه من می دانم این است که در خانواده ما آیین شب یلدا مانند دیگر جشن های بزرگ ایرانی به ویژه نوروز هر سال برگزار می شد. خوان شب یلدا را مادرم میگسترد.جشن و آیین شب یلدا پیشینهای بسیار دیرینه دارد. هرچند در روزگاران نوتر در تاریخ ایران این جشن به جشنی مردمی دگرگونی یافته است. مانند جشنهای بزرگ فراگیر جشنی رسمی شمرده نمی شده است. جشنهایی مانند نوروز ،مهرگان،سده، بهمنگان کارکردی مردمی داشته استایران سرزمین آیین های شادمانی و جشن های بزرگ است. تا آنجایی که من می دانم در هیچ فرهنگی در جهان به اندازه فرهنگ ایرانی ما با جشن ها و آیین های شادمانی در آن شماری که ایرانیان آنها را بر می گذاردند و هنوز پاره ای از آنها را برمی گزارند، روبه رو نیستیم. بسیاری از این آیین ها امروز کاربرد ندارند اما آنچه مایه شادمانی است، این است که ما می بینم چند سال است در ایران جشن ها و آیین هایی را ایرانیان به ویژه جوانان ایرانی بر پای می دارند که صدها سال است فرو نهاده شده اند. (میرجلال الدین کزازی)جشن و آیین شب یلدا پیشیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 14:36

برای آن که با فردوسی و شعر او آشنا شویم، به مقدماتی احتیاج داریم. قبل از همه باید بدانیم که ما ایرانیان گویا دو تاریخ مکتوب داریم که یکی را می توان تاریخ واقعی نامید و دیگری را تاریخ اساطیری شمرد. توضیح آن تاریخ واقعی ما تا صد و بیست سال پیش بر ما به کلی مجهول بود و محققین اروپا آن را از روی کتاب های تاریخی یونان و روم و کتیبه ها و منابع دیگر کشف کردند و ما آن را از اروپاییان ... به تدریج یاد گرفتیم. پیش از آن که فقط تاریخ اساطیری خود را می دانستیم و آن را تاریخ واقعی تصور می کردیم و هنوز هم عامه ایرانیان بیشتر به تاریخ اساطیری واقفند تا به تاریخ واقعی.تاریخ اساطیری ما در شاهنامه فردوسی مندرج است که حماسه ملی ماست. فردوسی که تقریبا هزار سال پیش ازاین، شاهنامه را به پایان رسانید، مطالب راجع به آن تاریخ اساطیری را که در کتابهای فارسی دری و عربی و پهلوی جمع آوری شده بود، منظوم ساخته است و مبنای اطلاع عموم ایرانیان از داستان های شاهان و پهلوانان اساطیری ایران، همین کتاب اوست که شاهنامه نامیده می شود.شاهنامه تاریخ شاهنشاهی ایران است از ابتدای پیدایش اولین بشر و اولین شاه تا انقراض آن شاهنشاهی به دست عرب. قسمت عمده این تاریخ مطابق واقع نیست بلکه به طوریست که ملت ایران آن را تصور کرده است. ایرانیان خواسته اند که اصل و منشا خود را، و بدو پیدایش شاهان را در میان خود، و کیفیت کشف یا اختراع وسایل تمدن را به تسلط نیاکان خود، بدین وسیله بیان کنند. در شاهنامه این مطالب و وقایع بزرگ از روی روایات ملی ایرانیان به طور شاعرانه تحریر و مدون شده است و بدین جهت گفتم که شاهنامه فردوسی حماسه ملی ماست. (مجتبی مینوی)روزی در آلمان یک دانشجوی آلمانی پرسید، آیا درست است که اگر شاهنامه نبود، زبان فارسیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1402 ساعت: 14:36

چندی است همه کس به هرکوی و برزن، به هر محفل و انجمن، دمی می یابند؛ سخن از تحوّل می آغازند. به حالی که برای حصول به این منظور می بایست به گفته رودکی که می گوید: هرکه نَامُخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگارتحوّل در فرهنگ دهخدا و فرهنگ نامه های دیگر از باب لغوی از جای به جای شدن، برگشتن از جایی به جایی دیگر، انتقال از جایی به جایی دیگر، منتقل شدن و برگشتن از جایی به جایی آمده است. پس تحوّل بذات در اندرونش تغییر است. یعنی خلاف رای خداوند حکمتست امروز خانه کردن و فردا تحوّلیبالای خاک هیچ عمارت نکرده اند کز وی به دیر و زود نباشد تحوّلی (سعدی)پیشینه تحوّلپیشینه تحوّل را با استناد به مستندات کلید واژه تحوّل در بیانات مقام معظم رهبری که آن را در قالب Pdf قرار داده ام و به پیوست این نوشته اندک، ضمیمه آن ساخته ام تا مورد مدّاقه و پی گرفته شود. تحوّل را به زبان تمثیل و به استعانت از کلام محمّد بلخی این گونه باید بشکافم؛ فرض براین باشد که تحوّل انباری است که از ره آن گندمی در سیلو جمع آریم، به حالی که اندیشه های ما در پندار، گفتار و کردار در تعامل با جهانیان، نا همسو و ناموزون با حرکت موزون جهانی است و این را نیز سوزنی پنداریم؛ این بدان نمی ماند که کاه را در چشم مردم بینی، لیک کوه را در چشم خویش نابینی. ما در این انبار، گندم[1] می کنیم گندم جمع آمده،گم می کنیم می نیندیشیم آخر ما به هوش کین خلل در گندمست از مکر موش[2] موش، تا انبار ما حفره زدست و از فنش انبار ما ویران شده استاوّل ای جان دفع شر موش کن وانگهان در جمع گندم جوش کنگر نه موشی دزد در انبار ماست گندم اعمال چهل ساله کجاستمی اندیشم که این تمثیل بگرفته از دفتر اول مثنوی مولانا، مناسب حال ما و کسب و کارهای ما است .این همه انادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 5:53

سیاست مُدُن بیدرنگ، روالی که برای اداره جماعات بکار بسته می شودو دستورالعمل حکومت هاست، در طی تاریخ، به «سیاست مُدُن» تعبیرشده است و توسل به اصول این روش ضامن بقای جماعات به شمار می رود، متأسفانه این کلمه «سیاست» که هدفش در واقع «خیر انسان» بوده است، در عرف عام به بدترین معنی جلوه گر شده، و صفحات تاریخ را بطور کلی با خون آغشته ساخته است، بطوریکه نویسندگان برزگی مثل ویکتور هوگو را چندان از سرنوشت بشر و خلق نومید ساخته که ناچار شده است بگوید: « شش هزار سال است که مردم جهان بآدم کشی مشغولند، و در این مدّت، خداوند بیهوده وقت خود را در راه پدید آوردن گلها و ستارگان تلف می کند. آسمان پهناور، هر ساله پیامبرانی به صورت گلهای زنبق و آشیان های زرین پرندگان برای مردم جهان می فرستد تا آنان را به صلح و محبت بخواند. امّا این پیام مهر، اثر جنون را از دلهای هراسناک مردمان بیرون نمی برد. زیرا دیری است که بزرگترین عشق مردم روی زمین، آدم خواری و خونریزی است. دیری است که فرح بخش ترین نوای موسیقی ملل شیپور جنگ است. دیری است که افتخار بصورت کابوسی موحش درآمده است که سوار بر ارابه کوه پیکر خود می گذرد و مادران بینوا و فرزندان خرد سالشان را زیر چرخ های سنگین خود خرد می کند. امروزه، خوشبختی ما بسیارمشکل پسند شده، زیرا رضایت فقط وقتی بدست می آید که مردمان بگویند: « برویم و بمیریم»! حالا دیگر برای جلب خوشبختی تنها باید دهان بر شیپور جنگ نهاد. همه جا برق فولاد می درخشد و می غرد و همه جا دود و آتش برمی خیزد. دیگر مردمانی که دسته دسته از پی کشتار هم روانه میدان آدم کشی می شوند، برای روشن کردن ظلمتکده روح خود وسیله ای جز آن ندارندکه شعله توپ های جنگ را برافروزند. و این همه، تنهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 5:53

پویه پایای پارسی گاه می اندیشند و می پرسند که چرا زبان پارسی دری در درازای هزارسالی که زبان دانش و ادب شده است، دگرگونی هایی بنیادین و آشکار نیافته است. در برابر زبان های دیگر، زبان هایی چون انگلیسی و فرانسوی و آلمانی دگرگونیهایی بسیار یافته اند؛ بدان سان که انگلیسیان و فرانسویان و آلمانیان امروز، اگرکارشناس زبان نباشند و سخندان، به آسانی نمی توانند متنهایی کهن را که بدین زبانها نوشته یا سروده شده اند، دریابند. امّا در زبان پارسی دری چنین نیست. متنهای کهن پارسی هنوزبرای ایرانیان و پارسی زبانان روشن و دریافتنی اند، مگر پاره ای از آنها که سخت هنر ورزانه اند؛ و به شیوه هایی نوشته یا سروده شده اند که امروز کاربردی ندارند؛ متنهایی گرانبار از آرایه ها و ترفندهای شاعرانه و واژگان دور و دشوار که مایه تیرگی و دیرپایی آنها شده اند. ليك متنی کهن چون شاهنامه فردوسی که هزار سالی بر آن گذشته است و از برجسته ترین نمونه ها در پارسی روشن و روان و سرشتین شمرده می آید، هنوز برای ایرانیان و پارسی دانان متنی است که در دریافت آن چندان با دشواری و پیچش روبرو نیستند. متنی چون شاهنامه که از کهنترین سروده های پارسی است، متنی که پس از سده ها هنوز آشناست؛ یا دست کم در آنجا که اندکی کهنه و دور می نماید آشناروی است. ما در خواندن شاهنامه هرگز آنرا متنی گسسته از پارسی امروز و بیگانه با آن نمی یابیم. پیوند و نزدیکی شاهنامه با روزگار ما آنچنان است که اگر از پاره ای کاربردهای کهن و ویژگیهای سبکی چشم در پوشیم، می توانیم آنرا متنی همزمان بشماریم. بسیاری از بیتهای شاهنامه آنچنان امروزین است که اگر بخواهیم اندیشه بازنموده در آنها را به پارسی کنونی باز گوییم، سخن کمابیش همان خواهد شد که فرزانه استاد توس، در سپیده دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 11:52

هنر چیست، هنرمند کدام است؟ آیا به این پرسش بنیادین می توان پاسخی شایسته داد؟ آیا می توان هنر یا هنرمند را به شیوه ای بازنمود و گزارش کرد که همه سویه و همه رویه باشد؛ و جز هنر و هنرمند را در بر نگیرد؟ ما می کوشیم از دیدگاهی، پاسخی برای این پرسش بنیادین بیابیم. پاسخ به این پرسش، در گرو یافتن پاسخ هایی است برای پرسش هایی چون سرشت هنر چیست؟ هنر چگونه پدید می آید؟ آرمان هنری کدام است؟ چه پیوندی در میانه هنر و هنرمند هست؟ بی گمان، هنر یکی از زمینه های آفرینندگی است در انسان. لیک، مرزی که آنرا از دیگر آفرینش های انسانی از دانش از فلسفه جدا می کند چیست؟شاید بتوان هنر را بغرنج ترین و رازآمیزترین آفرینش انسانی شمرد! آفرینشی به پیچیدگی و رازناکی خود انسان. انسان! این پدیده شگرفِ شگفت؛ این کوچکِ بس بزرگ؛ این مینوی فروپیچیده در گیتی؛ این روزنِ خُرد که به فراخی جهان است؛ این دریای در کوزه؛ انسانی که آمیزه ای است از ناسازها. انسان، این جهان کِهین که جهان مِهین را در او در پیچیده اند.هنر آیینه ای است که این همه، تار و مه آلوده، در آن باز می تابد؛ انسان در هنر است که خود را آنچنان که هست باز می نماید؛ برهنه، بدور از رنگ و نیرنگ، هنر فریادی است که یکباره از ژرفای جان هنرمند، بر می آید؛ فریادی که نمی توان آنرا فرو گرفت؛ هر بند را می گسلد؛ هر پیوند را از هم می درد؛ فریادی است که اگر برآورده نشود همه چیز را می پریشد؛ از هم می پاشد؛ از درون می ساید؛ می فرساید. هنر پاسخی است به یک نیاز؛ نیازی تاب ربای و تب آلوده که آرام از هنرمند می ستاند. جان هنرمند پیمانه ای است که سرشار شده است؛ به ناچار، بر می آید؛ فرو می ریزد. هنر برای هنرمند راستین به آب می مانَد برای ماهی. او از سر بازیچه، یا چونان سرگرمی،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 20:33

زیباشناسی سخن چیست؟دیباچه با فضل و عقل و دانش داد سخن توان داد چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد (حافظ،غ. ش. 154)راست آن است که هنوز زیباشناسی سخن، در ادب پارسی، آنچنانکه شایسته این ادب گرانسنگ و پهناور است، کاویده و شناسانیده نشده است؛ و کتابی که به روشنی و رسایی، نشانگر ارزشهای زیباشناختی، در سخن پارسی بتواند بود به نگارش درنیامده است. شگفتا! هزار سالی بر ادب ایران گذشته است؛ و هنوز ابزارها و شیوه های شناخت این ادب، به روشنی و بسندگی و کارایی، به دست داده نشده است؛ به سخنی دیگر، ادب پارسی هنوز ناشناخته مانده است. زیرا آنچه ادب را پدید می آورد مگر ارزشها و بنیادهای زیباشناختی در آن نیست. آنگاه که سخن پندارینه، پیکره و پوسته ای نگارین و بزیور می یابد، ادب پدید می آید. آنچه آن را ادب می نامیم، مگر شیوه هایی سنجیده و هنری در بازنمود اندیشه نیست. در دانشهای زیباشناسی ادب، از این شیوه ها سخن می رود؛ و ترفندهای شاعرانه بر رسیده و کاویده می شود. از این روی، اگر زیباشناسی ادب شناخته نیاید، ادب، به شایستگی و درستی، شناخته نخواهد شد. پس چرا زیباشناسی سخن پارسی، آنچنانکه شایستۀ آن است بازنموده نشده است؟ در آنجا که سخندانان و سخن سنجان ایرانی، به ژرفکاوی و موشکافی، ادب تازی را پژوهیده اند و کتابهایی گرانسنگ و پرمایه در این زمینه نوشته اند، چرا ادب پارسی، آنچنانکه شایسته آن است، از دید زیباشناسی، کاویده و شناسانیده نشده است؟ پاسخ این است: ادب پارسی، با همۀ فسونکاری و دلاراییش، همواره در سایه و کناره مانده است؛ واگر بدان پرداخته اند، چونان دنباله و وابسته ای از ادب تازی بوده است؛ از این روی، این دو ادب که در ساختار زبانشناختی و کاربردها و بنیادهای زیباشناختی از هم جدایند، با هم درآمیخته اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1402 ساعت: 20:33

چو با آدمی جفت گردد پری نگوید پری جز به لفظ دری (عنصری)ابن بطوطه، جهانگرد مغربی (۷۰۳ -7۷۹ق) می گوید: هنگامی که در دربار پکن به سر می برد، در مجلس فرزند امپراتور غزلی از سعدی می خواندند و از بیت هایش یکی نیز این بود که: « تا دل به مهرت داده ام در بحر فکر افتاده ام چون در نماز استاده ام گویی به محراب اندری.»در شمال سوماترا بر سنگ گوری پاره ای از یک غزل سعدی کنده اند که در آن از ناپایداری این جهان سخن رفته است. روزگاری در سریلانکا شعر فارسی می گفتند و پادشاه این جزیره به فارسی سخن می گفت در کریمه غازی گرای خان دوّم، پادشاه این سرزمین ( ۹۹۶ - ۱۰۱۶ ق / ۱۵۸۸ - ۱۶۰۸م) که از نوادگان جوچی نبیره چنگیزخان بود به فارسی شعر می گفت و یک مثنوی به نام گل و بلبل دارد. امپراتوران عثمانی شعر فارسی می گفتند و ممدوح شاعران فارسی گوی قلمرو امپراتوری خود بودند. سلطان سلیم یکم عثمانی ( ۹۱۸ - ۹۲۶ ق / ۱۵۱۲ - ۱۵۲۰م ) با تخلص سلیم و سلیمی به فارسی شعر می گفت و دیوانی که از او به یادگار مانده نزدیک دو هزار بیت شعر فارسی دارد. قوزی موستاری (۱۱۶۰ق) از مردم موستار در بوسنی کتابی به نام بلبلستان به تقلید از گلستان نوشته و شیخ عبدالسلام مجرم از مردم تیرانا در آلبانی مجموعه ای از قصاید فارسی در مدح سلیم سوّم عثمانی (۱۲۰۳ - ۱۲۲۲ ق ) دارد . در یارکند و کاشغر شعر فارسی رواج و رونق فراوان داشت و رعدی و امیری ( ۱۰۱۳ ق ) امیران این ناحیه را به قصاید فارسی می ستودند. امروزه زبان فارسی گستره روزگاران گذشته را ندارد و جغرافیای این زبان بسیار کوچکتر شده است؛ امّا هنوز در سه کشور ایران ، افغانستان و تاجیکستان زبان رسمی است و در شماری از کشورهای دیگر چون ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان ، پاکستان، هند، آذربایجادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 19:02

مرا می شناسند؛ مشناسانید تا بال و پر نسوزانند. روزی پدری که از بلخ می گریخت در راه به دیدار پیری شصت ساله در شادیاخ نیشابور رفت. کودکی خردسال در این سفر با پدر همراه بود. فریدالدّین محمّد بن ابراهيم عطّار نیشابوری پیر شصت ساله روی از جهان در کشیده چون بهاء الدّین محمّد بلخی را در سرای خویش دید و نظر بر آن کودک،خرد جلال الدّین محمّد، افکند، گفت: «زود باشد که این پسر آتش در سوختگان عالم زند.« زد و شد چنانکه دیدیم و شنیدیم. اکنون نزدیک به هفتصد و چهل سال از آن آتش افروختن ها می گذرد. خدا داند که چسان میلیون ها مردم را آن آتش در گرفته است. شیخ زاده بلخی از گوشه خانقاه قونیه جهان گرفت وه که چه آسان است و چه دشوار است جهان گرفتن برای آن کسی که یزدان این نیروی سحرانگیز را در او نهاده بسیار آسان است و آن دیگری را که این مایه در رگ و پی راه نیافته چنان دشوار است که اگر عمرها بزید باز بدان نتواند رسید! مثنوی معنوی کتابی است در شش دفتر شامل ۲۵۶۳۲ بیت که هفتصد و چهل سال است از کنار دریای روم گرفته تا کنار رود گنگ بر همه اندیشه ها حکمرانی می کند. نسخه ها از آن برداشته اند، شرح ها بر آن نوشته اند چاپ ها از آن کرده اند ترجمه ها از آن کرده اند خلاصه ها از آن پرداخته اند یکی می خواند و بر اوراق آن می گرید، یکی زمزمه می کند و بر اشعار آن دست می افشاند و پای می کوبد یکی در نماز و طاعت آن را با راز و نیاز خود جفت می کند یکی از آن حکمت می آموزد، دیگری عرفان، سوّمی لغت و صرف و نحو، چهارمی سخنگویی و فصاحت پنجمی دین، ششمی داستان آن را ازبر می کند، یکی به اشعار آن مثل می زند دیگری سخن آن را گواه خود می آورد، یکی را می خنداند دیگری را می گریاند. خدا داند که این کتاب چه شورها در جهان افکنده و چه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 19:02

اقداماتدر مواجهه با تهاجم فرهنگی'>فرهنگی کشورهای، با چه راهکارهای و از سوی چه نهادهای و به چه فعالیت های باید مبادرت می شد. به یقین اگر درست به وظایف ذاتی در قداماتی که در ذیل از آنها نام برده می شودعمل می شد اینک وضعیت فرهنگی جامعه بیمه از هرگونه تهاجم فرهنگی و آسیب اجتماعی می شد. حال اجمالاً به تعدادی اقدامات لازم در مورد هر کدام اشاره می کنیم:صدا و سیما:الف : ایجاد برنامه های آموزش فرهنگی و سازنده.ب : توسعه ساعات کار شبکه های صدا و سیما.ج : توسعه تعداد شبکه های رادیویی و تلویزیونی.د : ایجاد شبکه های مخصوص کودک، نوجوان، جوان و ... توجه فزونتر به جوانان.هـ : افزایش ارتباطات با مردم و انعکاس نظرات و افکار فرهنگی در صدا و سیما.ی : دعوت از هنرمندان، نویسندگان، گویندگان، فیلمسازان و ... برای تقویت و توسعه هر چه بیشتر صدا و سیما.سینما و تئاتر، ویدیو و ابزار کامپیوتری و الکترونیکی:الف : تشویق و سرمایه گذاری در جهت توسعه کمّی و کیفی فیلمسازی.ب : حمایت مالی ارگانهای دولتی و همکاری مردمی از فیلمسازان مجرب و متعهد.ج : توسعه هنر تئاتر و انجام مسابقات و جشنواره های سالانه بین المللی تئاتر در ایران و انجام مسابقات نمایشنامه و فیلم نامه نویسی و ...د : ایجاد و توسعه سینماها و مراکز نمایشی در شهرها و حتی روستاهای کشور.هـ : دادن سوبسید مخصوص به قشر جوان برای استفاده از مراکز فرهنگی و سینما و تئاتر.ی : تشویق و حمایت از سینماگران و نمایشنامه نویسان جوان و ایجاد مسابقات در این جهت.ل: تشویق و حمایت مالی جهت راه اندازی تئاترهای مدرسه ای و دانشگاهی.ف: تکثیر فیلمهای مثبت و فرهنگی ویدیویی در سراسر کشور و جلوگیری از ورود و تکثیر فیلمهای مضر خارجی.ق: جلوگیری از ورود و اشاعه برنامه های بازی کامپیوتری و الکترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال رضوانی تاريخ: سه شنبه 30 آبان 1402 ساعت: 19:54

صفحه بندی