سیاست مُدُن
بیدرنگ، روالی که برای اداره جماعات بکار بسته می شودو دستورالعمل حکومت هاست، در طی تاریخ، به «سیاست مُدُن» تعبیرشده است و توسل به اصول این روش ضامن بقای جماعات به شمار می رود، متأسفانه این کلمه «سیاست» که هدفش در واقع «خیر انسان» بوده است، در عرف عام به بدترین معنی جلوه گر شده، و صفحات تاریخ را بطور کلی با خون آغشته ساخته است، بطوریکه نویسندگان برزگی مثل ویکتور هوگو را چندان از سرنوشت بشر و خلق نومید ساخته که ناچار شده است بگوید:
« شش هزار سال است که مردم جهان بآدم کشی مشغولند، و در این مدّت، خداوند بیهوده وقت خود را در راه پدید آوردن گلها و ستارگان تلف می کند.
آسمان پهناور، هر ساله پیامبرانی به صورت گلهای زنبق و آشیان های زرین پرندگان برای مردم جهان می فرستد تا آنان را به صلح و محبت بخواند. امّا این پیام مهر، اثر جنون را از دلهای هراسناک مردمان بیرون نمی برد.
زیرا دیری است که بزرگترین عشق مردم روی زمین، آدم خواری و خونریزی است. دیری است که فرح بخش ترین نوای موسیقی ملل شیپور جنگ است. دیری است که افتخار بصورت کابوسی موحش درآمده است که سوار بر ارابه کوه پیکر خود می گذرد و مادران بینوا و فرزندان خرد سالشان را زیر چرخ های سنگین خود خرد می کند.
امروزه، خوشبختی ما بسیارمشکل پسند شده، زیرا رضایت فقط وقتی بدست می آید که مردمان بگویند: « برویم و بمیریم»!
حالا دیگر برای جلب خوشبختی تنها باید دهان بر شیپور جنگ نهاد. همه جا برق فولاد می درخشد و می غرد و همه جا دود و آتش برمی خیزد.
دیگر مردمانی که دسته دسته از پی کشتار هم روانه میدان آدم کشی می شوند، برای روشن کردن ظلمتکده روح خود وسیله ای جز آن ندارندکه شعله توپ های جنگ را برافروزند. و این همه، تنها بخاطر جاه طلبی بزرگان قوم صورت می گیرد که خود آنها هنوز ما را در خاک نکرده، بر سر گورمان تجدید عهد مودت می کنند، و در آن هنگام که کالبد ما در دل گور تیره خاک می شود و در میدان های جنگ، شغالان و لاشخوران سراغ گوشت هایی را می گیرندکه شاید به استخوانها باقی مانده باشد، این آقایان، با احترام، بهم سلام می گویند!»
آیا واقعا ویکتورهوگو درست می گوید و همه این قراردادها که بسته شده، همه این خونها که ریخته شده برای جاه طلبی یک فرد بوده است؟ اگر فورا قبول کنیم و جواب مثبت بدهیم، مثل اینکه کمی بی انصافی کرده ایم. درست است که این «فردها» ممکن است جاه طلب باشند، ولی به هر حال وقتی در صف مقدم یک اجتماع قرار می گیرند تنها برای این نیست که جاه طلبی خودشان را ارضاء کنند، یک جمعیت گمان می کند از این راه بیشتر و بهتر می تواند به زندگی خود ادامه دهد و رفاه بیشتری بدست آورد.
در این دوراهی است که بحث«اخلاق» و «انسانیت» رفیق نیمه راه می شوند و راه خودرا از «سیاست و تدبیر مُدُن» جدا می کنند، و همین نکته ظریف است که روش اهل سیاست را -که گاهی با اصول اخلاقی تباین تام دارد- در قاموس حیات انسانی توجیه می کند... .
یکی جامه زندگانی است تن که جان داردش پوشش خویشتن
بفرساید آخرش چرخ بلند چو فرسود جامه بباید فکند
تن ما چو میوه است و او میوه دار بچیند یکی روز میوه زدار(اسدی طوسی)
در تباین تام با سخن اسدی طوسی ناصر خسرو می گوید:
خلق تمامی نهال باغ خدایند هیچ نه برکن تو زین نهال و نه بشکن
و مولوی نیز می گوید:
قاضی بنشاندند او می گرفت گفت نایب: قاضیا، گریه ز چیست؟
این نه وقت گریه و فریاد توست وقت شادی و مبارک باد توست
گفت: آه چون حکم راند بی دلی در میان آن دو عالِم جاهلی؟
آن دو خصم از واقعه خود واقفند قاضی مسکین چه داند؟ز آن دو بند؟(مثنوی،د2: 2744-2747)
(برگرفته از کتاب تن آدمی شریف است. در باب نهال باغ خدا. نوشته : دکتر باستانی پاریزی)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۴۰۲ ساعت 15:46 توسط ahmadimanesh |
ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...
ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 5:53