تصویر پردازی های مولانا از ساز و رقص و موسیقی

خرید بک لینک

به نظر نگارنده، مبانی حکمی و فلسفی هنرهای سنتی ایرانی- اسلامی( از جمله هنر موسیقی سنتی ایران را باید در افکار و آثار بزرگانی چون حافظ، مولانا، نظامی، فردوسی، سنایی، عطار و سایر حکما و عرفای بزرگ ایرانی مسلمان جست.

در بررسی ای که گذشت آراء مولانا جلال الدین درباره هنر، زیبایی شناسی و موسیقی را می توان به صورت زیر ارزیابی و خلاصه کرد:


نظرگاه مولانا دربارۀ هنر و موسیقی، دینی و کاملاً معنوی است. هنر در مثنوی معنوی به طور کلی به دو معنا به کار رفته است : یکی به معنای علم، معرفت، دانش، فضیلت، کمال و غیره ( این کاربرد معنایی هنر، در ادبیات و فرهنگ ایرانی- اسلامی بسیار سابقه دارد.) دیگری به معنای قابلیت و کفایت توانایی فوق العاده جسمی یا روحی هنر به معنای امروزی آن(معادلart انگلیسی) ذیل معنای دوّم هنر (از نظر مولانا) مطرح است.

اما هنر به معنای دوّم (یعنی کفایت توانایی فوق العاده جسمی یا روحی و قابلیّت) در نظر مولانا :

هنر برای مولانا هدف نیست بلکه وسیله است وسیله ای است برای عروج روح و وصال معبود و دیدار جمال حضرت حقّ.

قافیه اندیشم و دلدار من گویدم: مندیش جز دیـدار مـــن

حرف چه بود تا تو اندیشی از آن حرف چه بود خار دیوار رزان

حرف و صوت و گفت را برهم زنم تا که بی این هر سه با تو دم زنم

بی تو نظم و قافیه شام و سحر زهره کی دارد که آید در نظر

نظم و تجنیس و قوافی ای علیم بنده امر تواند از ترس و بیم

هنر برای مولانا وسیله است برای تزکیه باطن از نفسانیات و شهوات تا دل انسان آیینه ای شود که حقایق در آن منعکس می شود. هنر از نظر مولانا به سان ذکر، صیقل قلب انسان است تا قلب انسان را از کدورت های نفسانیّت پاک کند چنانکه در بیت زیر مولانا اشعار مثنوی را نیز صیقل ارواح انسانی می داند :

مثنوی که صیقل ارواح بود بازگشتش روز استفتاج بود(مثنوی،د2: 6)

اگر هنر برای مولانا هدف بود (و نه وسیله) و نظریۀ هنر برای هنر مورد پذیرش مولانا بود ، نمی فرمود:

پس هنر آمد هلاکت خام را کزپی دانه نبیند دام را

هنر در نظر مولانا برای آن کس که هنوز خام است و پرهیزگاری و تقوی پیشه نکرده است و از جلوه گری و جلوه فروشی صبور نیست، دشمن جان است. امّا آن کس که چون مولانا پخته باشد و پرهیزگار و با تقوی و صبور باشد هنر او را سودمند است و وسیله ای می شود برای معراج او. معراج او به سمت معبود و مطلوب آدمیان یعنی خداوند یکتا که جمال مطلق و رحمت بی نهایت است .

اگر هنرها و مهارت ها برای مولانا هدف بود، نمی فرمود :

در گذر از فضل و از چُستی و فن کار خدمت دارد و خُلق حسن

اگر هنر برای مولانا هدف بود، نمی فرمود :

عقل بفروش و هنر، حیرت بخر رو به خواری نی بخارا ای پسر

ازجنبه ای دیگر،مولانا معتقد است تمام زیبایی ها که در این عالم وجود دارد، برای این خلق شده است که انسان آنها را حس کند.

هر چه را خوب و خوش و زیبا کنند از برای دیده بینا کنند

کی بود آواز لحن و زیرو بم از برای گوش بی حسّ اصّم

مُشک را بیهوده حق خوش دم نکرد بهر حس کرد او پی اخشم نکرد

اما نقوش ظاهری و صورت ها نباید انسان را فریفته کند تا انسان از هدف آنها و معنای درونی آنها غافل شود. صورت و نقش ظاهر باید راهبر انسان به سمت معنا و نقش غایب یا باطن اشیاء و موجودات و هنرها باشد.

از قدح های صور بگذر مایست باده در جام است لیک از جام نیست

و اما نظر مولانا دربارۀ موسیقی، سماع و رقص :

مولانا موسیقی را هنری متعالی می داند :

آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد جوشش عشق است کاندر می فتاد

همچونی زهری و تریاقی که دید همچونی دمساز و مشتاقی که دید

نی حدیث راه پر خون می کند قصه های عشق مجنون می کند

پس حکیمان گفته اند این لحنها از دوار چرخ نگرفتیم ما

بانگ گردشهای چرخ است این که خلق می سرایندش به طنبور و به حلق

مولانا موسیقی دلنشین و صوت زیبا را مایه افزایش طرب و نشاط درونی انسان می داند :

مطربی کز وی جهان شد پرطرب رُسته از آوازش خیالات عجب

بلبل از آواز او بی خود شدی یک طرب زآواز خوبش صد شدی

مولانا موسیقی زیبا را از آن جهت که دل های مرده را دوباره زنده و پرنشاط می کند، به صور اسرافیل تشبیه می کند:

ناله سرنا و تهدید دهل چیز کی ماند بدان ناقور کل

مجلس و مجمع دمش آراستی وز نوای او قیامت خاستی

همچو اسرافیل کآوازش به فن مردگان را جان در آرد در بدن

مولانا از موسیقی معنوی بعنوان محملی برای کمال بشر و تهذیب نفس استفاده می کند و معتقد است که پرده های موسیقی، پردۀ حجاب نفسانی انسان را می درد و موجب آشنایی بیشتر او با حقایق عالم معنا می شود.
نی حریف هر که از یاری برید پرده هایش پرده های ما درید

از نظر مولانا، موسیقی سنتی، اسرار عهد ازلی میان انسان و خداوند را در حجاب نغمه بیان می کند.

مطرب آغازید نزد ترک مست در حجاب نغمـه اســرار الـسـت

مولانا موسیقی معنوی را مشتمل بر اسراری می داند که درک این اسرار نیاز به نور دارد یعنی نور معرفت.

هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست

محرم قوای دراکه این اسرار، تنها کسی است که سرمست از جام عشق و محبت باشد.

محرم این هوش جز بیهوش نیست مر زبان را مشتری جز گوش نیست

مولانا موسیقی معنوی را بازتابی از موسیقی عالم الهی می داند. مولانا اصل موسیقی را، موسیقی عالم معنا می داند و موسیقی این جهان را تنها انعکاسی از آن موسیقی می داند.

آن ندایی کاصل هر بانگ و نواست خود ندا آنست و این باقی صداست

مولانا معتقد است که ارواح آدمیان در بهشت، وصال قبل از این که به این دنیای خاکی بیایند، نغمات موسیقی روح پرور عالم معنا را می شنیده اند و سرمست از آن بوده اند.

مؤمنان گویند کآثار بهشت نغز گردانید هر آواز زشت

ما همه اجزای آدم بوده ایم در بهشت این لحنها بشنوده ایم

حال که در این دنیای خاکی، انسان موسیقی معنوی را می شنود، مرغ روح انسان بـه یـاد مأوا و جایگاه اصلی خود ( بهشت ) می افتد و در قفس تن به حرکت درمی آید و انسان دچار وجد و سرور و نشاط می شود. پس سماع و الحان دلنواز، غذای روح عاشقان حقیقت است و بواسطه سماع، سالک به تمرکز و اجتماع خیال(= جمعیت خاطر ) دست پیدا می کند

گرچه برما ریخت آب و گل شکی پس غذای عاشقان آمد سماع

یادمان آمد از آنها چیز کی که در او باشد خیال اجتماع

در نظر مولانا، نغمات موسیقی و سماع برای کسی که در دلش عشق حضرت حق باشد، موجب تقویت و تیزتر شدن آتش عشق است


آتش عشق از نواها گشت تیز آنچنانکه آتش آن جوز ریز

از طرف دیگر، مولانا هر کسی را شایستۀ ورود در حلقه سماع و رقص نمی داند.

بر سماع راست هر کس چیر نیست طعمه هر مرغکی انجیر نیست

مولانا کسی را شایستۀ ورود در حلقه سماع و رقص می داند که از سر نفس خود برخاسته باشد و از قید منیّت ها و شهوات رهایی یافته باشد

رقص آنجا کن که خود را بشکنی پنبه را از ریش شهوت برکنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند چون جهند از نقص خود رقصی کنند

ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 13:17

صفحه بندی