تبریک سال نو1401بر انسان دهن بین

خرید بک لینک

نه من شما را و نه شما مرا مجال بینشی بیش از گفته دگران پیش آمده بود. بنابه هجمه وارده از سوی «عضوی از اهرمنوشان»[1] نتیجه ای خلاف عقل سلیم دوستان در قبال پیگیری دعوت به همکاری بنده بدان اداره اعمال گشته است. لیک، با باز افکنی بارقه رستگاری، ضمن عرض تبریک سال نو به این روز و ساعت، مرا به یک سبب معافم بدارید.

پس پیام سال نو و حیات باشتان به روزهای طاعت و رحمت، بدین روز و لحظه از اینجانب پذیرا باشید.

             به نام ایزد دانا و توانا / ای دگرگون کننده دل ها و دیده ها / ای گرداننده و هم آهنگ کننده شب و روز / ای تغییر دهنده حال انسان و طبیعت / حال ما را به بهترین حال دگرگون فرما / ای پدید آورنده رفتار نیک/ بر زبانم نقش کن گفتار نیک /  جام دل لبریز کن از پندار نیک .

و امّا بعد...

            این فعل دعوت آقایان و استیلای مافیای محور شرارت سازمان بر شما عهد و پیمانداران مرا به یاد مقاله  دکتر رضا براهنی در کیهان ۱۳۵۸ می فکند که با عنوان تیتری نوشته بود:

 **آقای قطب زاده ! عشق، عاشقان را جام جم شما را...**

حال به امروز، بنده به این فعل مافیای محور شرارت  سازمان باید بگویم؛

          **آقایان مافیای محور شرارت سازمان! معرفت، با ادبان را، مافیای محورشرارت سازمان و مزایای ماموریت های اعزام و پست و سمت آن شما را...**

            در روزهایی که رضا براهنی درگذشت. علیِ رضاقلی نویسندۀ «جامعهشناسی نخبهکُشی» هم درگذشت؛ و مردمان در قاب تلویزیون دیدند که علی دایی به عنوان نمایندۀ فوتبال ایران در قرعهکشی جام جهانی فوتبال شرکت میکند اما در کشور خود مجال فعالیت در فوتبال را ندارد. مجری جوان هم که از خوف فجایع سعید امامی وشان به خود جرات نداد با او گفتوگو کند و تنها عبارت "علی دایی عزیز" را بر زبان میآورد که به جای یک رانده شدۀ دیگر نشسته است.

            **ربط این اشارات برای آن است که بگویم وقتی محمّد رضا شفیعی کدکنی، جلال الدّین کزازی، علی دایی و عادل فردوسیپور، تقی احمدی منش، اساتید، ادبا و فرزانگان بی طرف از ادبیّات فارسی، غیر سیاسی از فوتبال و رسانه و ازحوزه فکر و اندیشه و قلم رانده شدهاند رانده شدن رضا براهنی با کلهای که به واقع « بوی قورمه سبزی و موی دماغ بر مافیای محور شرارتان» میداد جای شگفتی نداشت هر چند که در کانادا رییس انجمن قلم این کشور شد.**

            چه فرزانگانی رانده شده از دانشگاه و وطن از دهۀ 70 خورشیدی تا روزی که هم اینک می اندیشم و می نگارم؛ عدّه ی وافر در نهان خانه دل کارگاه ادب و اندیشه برگزار کرده اند اما در خیابان و خانه و کاشانه خود ترسیده اند که بلایی بر سرشان بیاورند و ترک وطن نموده اند و در قارهای دیگر دوباره شکوفیده اند تا چندین سالی بعدتر که در نهایت به ورطۀ فراموشی بیفتد. و این ثمره مافیای محور شرارت سازمان یافته چونان زنده ای به حال احتضار، سرفکنده از تار و پود جسم خویش تناول می کنند که به حال جان کندن و دست پا زدن چونان کرمکان لولیده در فضولات اند که جامعه انسانی انسانیّت ایرانی را به فلاکت و نکبت کشانده و می کشانند.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى.

با سپاس و احترام، احمدی منش، شنبه 20 فروردین ۱۴۰۱ه.ش.

 


[1] . دست راست سابق و حال حاضر اداره کل مزبور که ایشان به روزگاری پیش بنده تلمذ زبان می فرمود و خود را دکتری فرهنگ اصطلاحات می نامند.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 9:6 توسط ahmadimanesh  | 

ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...

ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 14:08

صفحه بندی