همین شعار دادن منادیان مسئول در این سامانه باعث شده است نیروهای منتسب به محتشم زادگان ،ادبا و فضلا در رسیدن به پست خوب دست به ریاکاری بزنند و وقتی در اداره یا محل کار هستند، به گونهای رفتار کنند و وقتی در خلوت خویش هستند به روشی دیگر.
وقتی لایههای مختلف این سامانه به اصطلاح فرهنگی را کنار میزنیم، سیل مشکلات است که بیرون میریزد درست مانند سیلی که به گاه بهار 1398 (ه.ش) در جای جای این مرز و بوم بیامدکه هیچ کس به گاه بلا، پاسخ گوی مسئولیت حوزه تحت هدایت خویش چون" آق قلا گلستان و شیراز " نبود .
متاسفانه بعضی از این مشکلات بحران و برخی دیگر درحال تبدیل شدن به بحران است. واقعا باید با این سامانه چه کرد؟
دلیل اصلی تبدیل شدن سامانه به چنین سامانهای این است که همه مسائل در حد شعار و پند باقی مانده است.سامانه در رتبههای بالای فرهنگی قرار میگیرد که در آن پند و اندرز موج میزند. با بررسی پندار،کردار، رفتار و گفتار مسئولین این سامانه میشود به راحتی به این معنا رسید.
متاسفانه این پندها و اندرزها به دلیل تکرار زیاد توسط مسئولین مختلف سامانه در حد کلام و گفتار باقی مانده است و در عمل به عکس آنها پرداخته شده است.
وقتی پای سخنرانی و حرف در میان بوده مسئولین اخلاقیترین سامانه در جهان خود را فرض داشتند ولی وقتی پای عمل به میان آمده، حسابی لَنگ زده اند و گواه این داشتند مگر امتیازات این سامانه چونان کیکی است که به قامت هر آن کس که در این سامانه زیسته بباید برایش سهمی بریده شود لیک ، سزا نیست بهر خلایق هرچه خواهند . شود لایق .
فضای فرهنگی و انسانی این سامانه را ببینید تا متوجه شوید. همه منصوبین مسئول و مدیر، دم از اخلاق میزنند اما وقتی پای نقد سازنده به میان میآید، همان مدعیها، چنان بر سر و کله هم میزنند که مافیایی در برابر آنها حس شاگردی دارد.
بسیاری از منصوبین مسئول و مدیر این سامانه از دیگران انتظار دارند شأن،منزلت، حق و حرمت انتصابی شان را رعایت کنند و اما خودشان به راحتی حق پرسنل تحت هدایت خویش را زیر پا گذاشته ؛ میگذارند.
« بگذارید مثالی برایتان بزنم. وقتی منصوبین مسئول و مدیر، دائم الخمر اعزام می شوند در بهره مندی از اموال تحت نفوذ خویش بر اعوان و انصار خویش به حین ماموریت نگاه حرام و حلال پاس نمی دارد. همین طیف چون به بار دگر بر مسند می نشیند در توجیه ناتوانمندی خویش در ارائه طرح و برنامه به پرسنل تحت هدایت خویش به گاه مواجه با برهان متقن نیروی حاذق و کاردان، مبادرت به حاشیه راندن نیروی مزبور به ترفندی یاوه چون ( پژوهشی بودن و ادیب و سخنوری) اصرار بر کوچ نیروی مزبور به مرکز مطالعات و پژوهش علم می دارند تا از نگاه تیز بین و تیغ زهرآگین نقد سازنده آن نیرو در أمن و آسایش باشند و جان سالم بدر برند و چشم به سپری شدن حیات مدیریت خویش به رسیدن موسم، هنگام اعزامش می دوزد تا ناخوشی ناخرمی خللی بر عیش و نوش آتی خویش تنیده نشود . همین افراد در توجیه رفتارخویش سخن از حرام و حلال، دمادم بر گوش نیروی حاذق می دمند تا استحاله و دگردیسی در آن مستولی شود به منتقدین میتازند که چرا به دفاع از خود خوانده خویش( پژوهشگر و ادیب و سخنور) میشوی؟ مگر نمیبینی جای آن اینجا نیست؟ بودن ایشان بدینجا حرام است حال آنکه دُم دروغ در پندار،کردار،رفتار و گفتاراین مدعیان کذاب از فرسنگ ها ، فغان و فریادش گوش خردوزران را می خراشد که چنانکه راست بودند.خود بدین اذعان نمی کردند که ما نه هنر بهره مندی از توان زبان شما را داریم که از آن بهره می بردیم و نه فرصت و حال و حوصله تعمق در فکر و اندیشه به نگاشته شما را داریم . لیک ، استدعا بداشتند که محصول برآمده از فکر ، اندیشه و قلم را به مجلات ،مقالات و رسانه ها ارسال بداریم ؛ و وقاحت را بحدی تن می آلایند و می فرمایند که نیروی که دو قطعه عکس در پرونده ندارد و هنر دل بدست آوری محتشم زاده ی را بر خویش روا نداشته است سزا و جزای آن همین بس است که محروم از اعزام شود و آنگاه اذعان می دارند هرگاه این دو را بویژه دل بدست آری نجیب زاده ای بر خویش هموارکردی و بر ما مشهود شد ما از دم مبادرت به اعزام شما گام برمی داریم ».
همین خباثت و شعار دادن منادیان مسئول در این سامانه باعث شده است نیروهای منتسب به محتشم زادگان ،ادبا و فضلا در رسیدن به پست خوب دست به ریاکاری بزنند و وقتی در اداره یا محل کار هستند، به گونهای رفتار کنند و وقتی در خلوت خود هستند به روشی دیگر. از این رو ،ما خود را بافرهنگترین در جهان معرفی میکنیم چون خواندهایم و شنیدهایم که ما بهترینیم اما وقتی نگاهی به سامانه و رفتار مسئولین آن میاندازیم میبینیم اوضاعمان چندان هم خوب نیست.
متاسفانه در این سالها در حرف، "آدم خوب بودن" در سامانه نهادینه شده است. در حرف زدن بسیاری از ما شهروند خوب هستیم اما وقتی پای عمل میرسد، کوچکترین اعتقادی به قانون و رفتار اخلاقی نداریم.
بباید امیدوار باشیم وضعیت اخلاقی سامانه فرهنگی از حرف وارد عمل شود. بازگشت به فطرت و آموزش، تنها راه حل وضع موجود است. شاید تغییر نسلی که با این شعارها بزرگ شده است، سخت باشد اما میشود نسلهای جدید سامانه را از شعارها گرفت و به آنها پرسنل خوب بودن را آموزش داد.
شعارزدگی برای سامانه فرهنگی زهرمهلک است وبازگشت به فطرت و آموزش پاد زهر آن.
ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...
ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: سه شنبه 29 بهمن 1398 ساعت: 17:56