از صمیم دل با برادری عزیز، حمیم، رحیم، رئوف، دلسوز، مهربان و مشفق، سخنی چند به اجمال - در والایش نظر بر روش وشیوه مبارزه در راه تحقق حق و عدالت - به میان می آورم.امیدوارم کلام بنده سبب سردی در دل شفیق شما یاران نسبت به اینجانب پیش میارد .
واکاوی خِصالِ نیک یاران درمواجه با کردار بوسهل نماها
دررفتار با « حسنکی همچو من»
ابتدا بر آن بودم ؛ مقاله ای برحُسن و قُبح رفتار یاران در مواجه با بلایای بوسهل نما ها در این سامانه را ابراز و بیان دارم . چون پیرامون آن را نیک سنجیدم؛ دریافتم.کار این سامانه از مداوا بگذشته است و اندیشیدن بر آن که در آن گوش و خرد استماع نیست . مبادرت بدان را [دریغ آمدن از تربیت ستوران و آینه داری در محلت کوران یافتم. (سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان) ] و قلم زنی در باب آن نیز که به جدّ به فرسودگی جسم جان و روح می انجامد و این خواسته بوسهل نما ها است و از دگر سوی ، اطناب کلام نیز کدورت اذهان یاران را فرجامد؛ از آن تبری جستم و به ذکر تذکره ای کوچک بسنده نمودم .شاید راهگشای خردورزان باشد .کل یعمل علی شاکلته ( نیّته)؛ چراکه ؛ [از کوزه همان برون تراود که در اوست(شیخ بهایی)].
و امّا بعد ...
یاران ، اینجانب از صمیم دل از برخاست شما در مذاکره و مصالحه در باب دسیسه تنیده از سوی بوسهل نما ها کمال تشکر را دارم . امّا ، ذکر این دو باب به جاست . اوّلاٌ، برخاستید برخاستنی ناتمام. اگر صحنه برخاستنتان را بار خوانی و بازسازی کنید به جدّ درمی یابید که در ذات برخاستن خامی و ناپختگی عدیده ای مستّور بود. چرا که به گاه مصالحه و مذاکره طرف اصلی مخاصمه که بنده بودم به نشست واقع شده از سوی شما و ایشان خوانده نشد تا رخ در رخ با طرف مقابل تبادل آرا شود و ایشان با شما یک جانبه اقامه دعوی بداشت که در این باب « سلیمان نبی» نیز در طرح دعاوی بین "باد و پشه "یک سویه به قضاوت ننشست .
دوّماٌ، برخاستید تا وجدان خفته را بر نفس اماره اش بشورانید با علم به اینکه حقیقت بر شما گواه و هویدا گشته بود و به خبطی که ایشان انجام داده بود واقف شده بودید و از تداوم انجام آن بازش دارید. حال که خبث نیت اینان بر خُرد و کلان سامانه روشن و گواه گشته و فرد مزبور به گاه زودن تبعات رفتار شنیع ، وقیعش و تلطیف فضای ننگ و نام ازخویشتن برای کسب منقبت ، نعت و منزلت پیش یاران که درباب مصالحه شما و یاران که با مصالحه اشان موافقت و مساعدت نکرد؛ اظهار ندامت و پوزش از شما نماید و یاران به جای صلابت در پندار و باورشان، اذعان آن بدارند که البتّه، در این میانه داری ما، شما مدیر مجموعه بودید و تشخیص با شما بوده است. این نشان آن دارد که در عمق دل یاران ، دگردیسی و استحاله ی که از قبال رفتار شنیع اینان در این سامانه ، ببار نشسته است و فرجام این برخاستن یاران، آب در هاون کوبیدن می ماند . به برهان روشن سخن را پایان آرم . ای دوست ، اگر اینجانب از صمیم دل به گاه واقعه بر شما می گویم ؛ « صدای انقلاب شما را شنیدم ». به یقین در عمل به کردار و رفتار و گفتار خویش بجدّ می نگرم ، می پایم که پس از وقوع کنش ناصواب آنان رفتارمان متأثر از کنش آنان دگرگون نشود و به متأسی از منش پلشت و پلید آنان به استحاله کشانده نشویم که باعث شود ؛ دگربار، در مواجه بعد از واقعه با مسببین،روی به عاملان و سرسپردگان آنان بیاریم و به کرار در دفتر و محل کار آنان و دوستانشان که چونان گرگان رخ در رخند و نقاب آدمی به چهره دارند ؛باب مُجالست، مُؤانست و مُراودت با آنان برگزینم چراکه آبشخور آنان در این سامانه مبین گشته است و عاقل دو بار از یک لانه مار و عقرب گَزیده نمی شود . باز به گاه واقعه ی دیگر ، دگر بار ، شکایت شغالان و کرکسان را طرح موضوع پیش گرگان ، روبه هان به شور و مشورت بررسیم . حال آنکه این فعل از منظر من خلاف سلک ، سلوک ، مرام و تعالیم علوی است . اینکه می بینیم نیکان به انزوا و حاشیه رانده شدند و مبارزه رخ در رخ و پیکار (مهاتما گاندیمان ) به فرجامی نیک نمی انجامد؛ منبعث از نوع مواجه ما برادران با بلایای تنیده بوسهل نماها است !!!!!!
( احمدی منش، پنجشنبه ، هشت امرداد ، یک هزار و سی صد و نود و هشت (ه.ش)
ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان...
ما را در سایت ملاحظاتي در خصوص وضعيت نمایندگی فرهنگی آلماتی قزاقستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: سه شنبه 29 بهمن 1398 ساعت: 17:56